ابو القاسم سلطانى
290
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
به گفته ابو جريح خوردن مقدار دو درهم از صمغ حرشف باعث استفراغ بلغم و صفراى سياه و زرد مىشود و معده را پاك مىكند و نوع جبلى آن خاصيت قىآورى قوىترى دارد ( رازى : 1 * ) . كنگر زد سرد و نرم است و اگر با سكنجبين يا با عسل بياشامند به سهولت قىآور است و اگر با جوزقى بخورند قوت آن بيشتر مىشود ( هروى : 2 * ) . ابو معاذ گفته است به فارسى آن را كنگر و به عربى عكوب و كنگرزد صمغ آن است ( ابو ريحان : 3 * ) . كنگرزد صمغ حرشف جبلى است و آن از انواع كنگر ( 4 * ) است و آن را كركرهن نيز ناميدهاند ( ابن سينا : 5 * ) . كنگرزد صمغ حرشف و آن تراب القى است و در حرف صاد آن را ذكر كردهام ( ابن بيطار : 6 * ) . " كنگرزد به شيرازى كنگرى خوانند و آن صمغ حرشف است . طبيعت آن گرم و تر بود در اول و گويند سرد بود و قىآورد به آسانى ، چون به آب گرم و سكنجبين بياشامند و يا با عسل بدل آن بيخدار شيشعان بود و گويند در قى بدل آن جوز القى بود " ( انصارى : 7 * ) . تفليسى گفته مقدار خوراك آن 3 درهم است ( غسانى تركمانى : 8 * ) . صمغ هرشف است كه به فارسى كنگر نامند . خارجكننده بلغم و صفرا و ضماد آن تحليلبرنده آماسها . مقدار خوراك آن 5 / 2 تا 5 گرم است ( عقيلى خراسانى : 9 * ) . شناسائى : كنگر ، حرشف ( عكوب ، جزيع ) ، شاردونت ، گرند لياتورنفورتى . . . . " از ساقههاى نورسته آنكه تازه از خاك بيرون آمده باشد خورشها و بورانىهاى مطبوع و گوارا ترتيب مىدهند " ( ناظم الاطباء : 10 * ) . ( 1 * ) - الحاوى ج 20 ص 335 ( 2 * ) - الابنيه ص 107 ، 276 ( 3 * ) - صيدنه عپ ص 271 صيدنه عز ش 331 ( 4 * ) - اصل : كركند ، اصلاح از قانون عربى چاپ تهران ص 191 ( 5 * ) - قانون عپ ص 319 ( 6 * ) - جامع مفردات ج 2 ص 18 ، ج 3 ص 87 ( 7 * ) - چون كتاب اختيارات بديعى چاپ تهران فاقد اين قسمت ( كنگرزد ) مىباشد لذا مطالب بطور كامل از نسخه خطى كه در اختيار دارم آورده شد . اختيارات چاپ تهران فاقد مطالب مربوط ( بين كوشاد كوكب شاموس ) كمافيطوس ، كماذريوس ، كماليون ، كمون ، كمون اسود ، كمون جبلى ، كمون حبشى ، كمكام ، كندر ، كندس ، كنگر ، كوزگندم و كو الف مىباشد بطور كلى كتاب افتادگىهاى زياد و اغلاط چاپى فاحشى دارد . در مورد همين مطلب " عكوب " عكرب آمده است . ( 8 * ) - المعتمد فى الادويه ص 317 ( 9 * ) - مخزن الادويه 224 ، 495 ( 10 * ) - پزشكىنامه ص 511